Afghan News , Video , life TV , Images , Mp3 Music , Chat room , Needs , History , Sports , Games , Intertamets , Shows , Friends , Love , Maps & and meny more information about Afghan refugee live in Athens Greece

 

 
afghan
  earth earth  
!! هدف ما از را اندازي اين سايت داشتن يگ پل ارتباطي و بالا بردن سطح آگاهي بين جوانان فارسي زبان در سرتاسر جهان است . سايت افغانستان باشما ، از شما ودر خدمت شماست !!
   
 
 
  توجه  !! شما هم میتوانید نوشته های خودرا ازطریق این سایت در اخطیار دیگران قرادهید بامادر ارتباط شوید  
 
 
3 4

بامیانخاطراتجهانی شدندر آخرتحضرت محمددروطنمهاجرت
حضرت زهراشفاعتخمسوحدتعقل ودینصفات رهبریعبورروزه

c2   c1
 
 
   
 
  • صفحه 1
  • صفحه 2
  • صفحه 3
  • صفحه 4
  • صفحه 5
  • صفحه 6
  • صفحه 7
  • صفحه 8
  • صفحه 9
  • صفحه 10
  • صفحه 11
  • صفحه 12
  • نقطه نظرهاي خوانده ها

 

کیفر و پاداش اخروی

 

مقدمه

 

      در تفکر اسلامی، حیات آدمیان منحصر در زندگی اين جهان نیست، بلکه جهان دیگری بعد از مرگ، در کار است، که انسان حیات خود را دوباره در آن، آغاز می‏کند.  از نعمت های آن بهره مند می‏شود و یا مبتلا به نقمت‏های آن می‏گردد.

     در بینش اسلام، بهره مندی از نعمت ها به عنوان پاداش، در جهان دیگر، در گرو اعتقاد و ایمان به خدا، معاد، انبیاء الهی و انجام کارهای شایسته و کردار پسندیده، در این جهان است. همان طوری که مبتلا شدن به نقمت ها به عنوان کیفر الهی در آن جهان، ناشی از انکار خدا، روز رستاخیز، تکذیب انبیا و ارتکاب اعمال زشت و ناپسند، در این جهان است.

    پرسش که، مطرح می‏شود، ابن است که، پاداش و کیفر الهی به عنوان جزای اعمال، چگونه است؟ آیا همانند پاداش ها وکیفرهای این جهان، قراردادی است؟ یا مخلوق روح و نفس انسان است، و یا تجسم اعمال و نیات انسان است؟

     در پاسخ پرسش فوق، دانشمندان اسلامی عقاید گوناگون دارند، که به طور کلی می توان آن ها را تحت عنوان سه نظریه گنجاند.

      1-گروهی از آنان معتقدند که جزای اعمال، همانند پاداش و کیفرهای این جهان قراردادی است. خداوند بزرگ برای هر عملی، کیفر و پاداش خاصی معین نموده است. از این نظریه، به نظریه اجر و مزد و کیفرهای مقرراتی تعبیر شده است.

     2- دسته‏ی دیگر معتقدند که؛ تمام کیفرها و پاداش ها، مخلوق نفس و روح انسانی است. بدین معنی که اعمال نیک و بد در این جهان در اثر تکرار در روح انسان، ملکات خوب و بد، ایجاد می نماید و این ملکات جزء ذات او می گردد و هر یک از این ملکات، به صورت مناسب در آخرت تجسم می یابد.

     3- دسته ی سوم معتقدند که؛ نعمت ها ونقمت ها در روز رستاخیز و جهان آخرت، تجسم اعمال انسان در این جهان است. بدین معنی که؛ هر کرداری، خوب یا بد، یک صورت دنیوی دارد که ما آن را مشاهده می‏نماییم و یک صورت اخروی، که در دل عمل نهفته است. روز رستاخیز پس از تحولاتی که در آن رخ می دهد، با مشکل مناسب روز رستاخیز تجسم یافته و جلوه می کند. باعث آرامش صاحب عمل، یا آزار او می گردد.

      پیش از شروع توضیح و تبین نظریه های سه گانه، در باب پاداش ها و کیفرهای الهی در جهان آخرت، مناسب است مراد از تجسم اعمال روشن گردد.

       1- تعریف تجسم اعمال:

       براي تجسم اعمال، تعاريف گوناگون بیان شده است اما اجمالا می توان گفت که: «تجسم اعمال، عبارت از به شکل در آمدن افعال و کردار انسان، در جهان آخرت است».

به عبارت روشنتر؛ پاداش و کیفرها، نعمت ها و نقمت ها، فرح و سرور، و درد شکنجه در روز رستاخیز، همان صورت واقعی اعمال، اخلاق و نیات دنیوی انسان است که در حیات اخروی، خود را به شکل متناسب با آن جهان، نشان می دهند.

2- تبین نظریه های سه گانه:

    برای رسیدن به نظریه قابل پذیرش، مناسب است که هریک از نظریه های فوق را بررسی و تبیین نماییم.

الف ـ نظریه اجر و مزد

        همان طوری که بیان شد، طبق این نظریه، خداوند تعالی برای هر عملی، کیفر و پاداش معین نموده است، منشا این نظریه، سخنی از فلاسفه، در باب جوهر و عرض است که می گویند: آنچه در خارج وجود مستقل دارد، جوهر است اما عرض وجود و تحققش در خارج، وابسته و نیازمند به موضوع است.

 با توجه به این مطلب، برخی از دانشمندان، تجسم اعمال را، محال دانسته و نظریه اجر و مزد و قراردادی بودن پاداش ها و کیفرهای الهی را ارائه کرده اند و می گویند: اعمال و رفتار صادر از انسان، چه مشروع باشد وچه غیر مشروع، از قبیل اعراض و قائم به وجود انسانند، و با تغییر حالت از بین رفته و نابود می‏شوند. پس چگونه ممکن است در جهان دیگر خود همان اعمال تجسم یابند. مثلا کسی که در پیشگاه خداوند تعالی رکوع می کند، آنچه که وجود مستقل در خارج دارد، جسم شخص عابد است اما کیفیت رکوع و کمیت آن، امر عرضی و قائم به جسم شخص عابد است. پس به محض تغییر حالت رکوع کننده، رکوع از بین رفته و نابود می شود. یا مثلا کسی که یک عمل نامشروع مانند سرقت را مرتکب می شود. آنچه که در خارج وجود دارد، دست و انگشتان دست و آلت سرقت است. اما آن وضعیت و کیفیتی در حال سرقت، امر عرضی است که با تغییر حالت سارق از بین می‏رود.

     علامه مجلسی در باب کیفرها و پاداش های الهی در جهان آخرت، تجسم اعمال را غیر ممکن دانسته، و می گوید: این سخن که انقلاب جوهر به عرض و عرض به جوهر را، در این جهان محال، و در عالم آخرت ممکن بدانیم، قریب از سفسطه است. برای اینکه، دنیا و آخرت مثل هم اند. تخلل مردن و سپس زنده شدن ، نمی تواند موجب تفاوت بین دو جهان دنیا و آخرت گردد، تا ما در این جهان، انقلاب عرض به جوهر و بالعکس را، محال، اما در سرای دیگر ممکن بدانیم.

    در توجیه آیات و روایات که، در تجسم اعمال ظهور دارند. می‏گوید: آیات و روایات، صریح در تجسم اعمال نیستند، زیرا ممکن است که خداوند در قیامت، به جای هر عملی که در دنیا تحقق یافته است، در آخرت مثل آن را بیافریند و یا اینکه آن صورت آفریده شده جزا و پاداش آن عمل باشد.[1]

فخرالدین رازی می‏گوید:

       «اعلم ان العمل لا یبقی و لا یمکن وجدانه یوم القیامه فلابد له من التاویل، و هو من وجهین: الاول، انه یجد صحائف الاعمال...والثانی انه یجد جزاء الاعمال. و قوله تعالی: محضرا یتحمل ان یکون المراد ان تلک الصحائف تکون محضره یوم القیامه و یتحمل ان یکون المعنی: ان جزاء العمل یکون محضرا».[2]

      شاید به نظر فخرالدین رازی نیز، چون اعمال صادر از انسان، عرض است لذا قابلیت بقاء را ندارد تا در آخرت، به صورت جسم درآید و جوهر گردد. بر این اساس گفته است: مراد از وجدان عمل در آیه «یوم تجد کل نفس ما عملت» یا فقن نامه عمل یا جزا و پاداش آن است.

به نظر طرفداران نظریه اجر و مزدکیفر و پاداش الهی، چون اعتقاد به تجسم  اعمال مستلزم تبدیل عرض به جوهر است و به دیگر سخن انقلاب ماهیت است. در نتیجه تجسم اعمال در جهان آخرت محال است. مراد از حضور اعمال  در روز رستاخیز، جزا و پاداش می‏باشد.

نقد

      الف- اگر مراد از جزا و پاداش کیفرهای مقرراتی باشد. اولین ایرادش این است که در کیفر های مقرراتی تناسب بین جرم و مجازات برای تحقق عدالت، شرط است درحالی که در مجازات ها و کیفرهای اخروی تناسب میان جرم و کیفر وجود ندارد. مثلاً قران کیفر قتل نفس را جاوید ماندن در جهنم می داند ... آیا این تناسب نبودن بین جرم و مجازات مخالفت عدل الهی نیست؟



[1] - مجلسی ، محمد باقر، بحار الانوار، ج 7 ، ص 229.

[2] - رازی ، فخر الدین ، التفسیر الکبیر، ج 3، ص 193.


     ب ـ اعمال فقهی و حقوقی انسان، از سنخ اعتباریات است. وجود عینی ندارند تا در محدوده ی بحث های بود و نبود حکمت قرار گیرد و به جوهر و به عرض متصف شود، و چون از سنخ اعتباری باید و نباید است. هرگز تحت مقالات ده گانه مندرج نیست. تا ایراد انقلاب ماهیت پیش آید، گر چه امور اعتباری و عناوین معتبر در اخلاق ، فقه و حقوق محفوف به دو امر تکوینی و حقیقی است. از یک سو تکیه گاه حقیقی دارند که از آنجا نشات می گیرند و از طرف دیگر، آثار حقیقی دارند که در روح انسان عامل و متصف و متخلق پدید می آیند و درروز رستاخیز که ظرف ظهر همه حقایق است تبلور می‏یابد.[1]

      ج ـ اینکه مرحوم علامه مجلسی فرمودند: دنیا و آخرت مثل هم اند و تفاوت بین آن ها وجود ندارد سخن تام نیست. زیرا از آیات قرآن و روایات معصومین استنباط می گردد که از نظر قوانین حاکم بر دو جهان، تفاوت های اساسی میان آن دو وجود دارد و هر کدام نظام خاص خود را دارند.

تفاوت های دنیا و آخرت

     1ـ تولد تدریجی و دفعی: در این جهان، انسان ها به تدریج در طول قرن ها و عصر ها متولد می شوند در حالی که در روز رستاخیز و جهان دیگر، زنده شدن مردم دفعی است. خلق اولین و آخرین یک جا محقق می شود.

      2ـ ثبات و تغییر:در این جهان، انسان دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری دارد و در نتیجه می میرد، اما در جهان آخرت، کودکی و پیری برای انسان مطرح نیست. به دیگر سخن این جهان، گذرگاه است.«الدنیا دار ممر لا دار مقر»[2] اما جهان آخرت خانه ثبات و قرار است.

       3ـ در این جهان زمین جماد است. از اعمالی که مردم، روی آن مرتکب می شوند، سخن نمی‏گوید ولی در روز رستاخیز و جهان آخرت به سخن می آید و کارهای مشروع و غیر مشروع را که مردم در روی آن در این جهان مرتکب شده اند آشکار می‏کند.

      4ـ در این جهان از تمام اعضای بدن، تنها زبان سخن می‏گوید، اما در جهان آخرت تمام اعضاء بدن سخن می‏گویند، علیه انسان شهادت دهند.

       5ـ پنهان بودن رازها و آشکار بودن آن ها: در این جهان رازهای باطنی افراد پنهانند و از نیات و افکار یک دیگر آگاهی ندارند، اما در جهان آخرت، اندیشه، افکار و نیات هر فرد آشکار، و برای دیگران مشهود است.

       6ـ عمل و کار، نتیجه و محصول: این جهان، خانه عمل کردن، کشت نمودن و تخم پاشیدن است. اما آخرت خانه بهره برداری است.[3]

     امیر مومنان علی «ع» می‏فرماید: «وان الیوم عمل و الاحساب، و غدا حساب و الاعمل» امروز هنگام عمل است نه حساب رسی، و فردا (آخرت) روز حساب رسی است نه عمل.[4]

      باتوجه به این تفاوت هایی که؛  بین دو جهان دنیا و آخرت وجود دارد. نمی‏توان گفت: قوانین و نظام حاکم بر این جهان، در سرای آخرت نیز جاری است و چون در این دنیا تبدیل جوهر به عرض و بالعکس، محال است؛ در جهان دیگر نیز ممکن نباشد.

        دـ علاوه بر اشکال های ذکر شده، این نظریه خلاف ظاهر آیات و روایات است در تقدیر گرفتن کلمه جزاء یا صحیفه و یا مثل قرینه و دلیل می‏خواهد، و دلیل بر آن وجود ندارد.

نتیجه این که؛ نظریه قراردادی و مقرراتی کیفرها و پاداش الهی در جهان آخرت قابل قبول نیست.

ب ـ نظریه تجسم ملکات

      طرفداران این نظریه می گویند؛ پاداش ها و کیفر های الهی، در روز رستاخیز، تجسم ملکات است، بدین معنی که در اثر تکرار اعمال نیک و بد در این جهان، در نفس و روح انسان ملکة پدید آمده، جزء ذات و خمیره‏ی وی انسان شده، و در جهان آخرت، این ملکات به صورت متناسب با آن عالم تجسم می‏یابد.

     صدر المتالهین می‏گوید: هر گاه، صفتی در اثر تکرار عمل، در نفس انسان، غلبه پیدا کرد و به ملکه تبدیل شد. و در قیامت با آن صفت محشور گردید. آثار آن صفت و ملکه نفسانی، به طور قهری بروز خواهد کرد و به شکل متناسب، و به گونه ای که با شرایط نظام اخروی هماهنگ باشد. مجسم خواهد شد. مثلا؛ غضب و خشم هر چند، مربوط به روح و بعد ملکوتی انسان است اما آثار آن، در بدن عنصری نمایان است، و صورت شخص غاضب سرخ می گرد. بر این اساس، جای شگفت نیست که همین صفت در سرای دیگر، به صورت آتش تجسم یاد و فرد متصف را، بسوزاند. و از همین جا، می توان سایر صفات ناپسند و نیز ملکات حمیده را مورد مطالعه قرار داد و نحوه‏ی تجسم اخروی آن ها را تصویر نمود.[5]  

       در کلام دیگر، بر این مطلب که منشا عذاب و ثواب اخروی، ملکات نفسانیه است و آن ها تجسم می یابد نه نفس عمل و گفتار، دو دلیل آورده و می‏گوید:

     یک، چون عمل و گفتار صادر از انسان، زوال پذیرند و قابلیت بقا ندارند؛ نمی توانند منشا ثواب وعقاب باشند در غیر این صورت بقا معلول، با زوال علت مقتضی، ارزم می‏آید، و این امر غیر ممکن است.

دو، اگر عمل و گفتار منشا پاداش و کیفر باشد، لازمه اش این است، که، فعل جسمانی که در زمان متناهی واقع می شود، منشا کیفر و پاداش گردد که در زمان غیر متناهی محقق می شود و چنین جزایی به ویژه در جانب کیفر، شایسته حکیم نیست.

     بعد می‏گوید: خلود اهل جنت در بهشت، و اهل آتش، در آتش جهنم، به واسطه‏ی ثبات(صفات) در نیات، و رسوخ در ملکات است. غیر این، وجه ندارد. آیات و روایات را حمل بر همین معنی می‏نماید. [6]

    قبل از ملا صدرا، فیثاغورث، این نظریه را داده و از جمله کسانی که، این اندیشه را پذیرفته اند غزالی، محی الدین عربی، بیضاوی، محمد عبدهو طنطاوی می‏باشند. [7]

ارزیابی و نقد

      نظریه تجسم ملکات، درباره پاداش و کیفرهای الهی در روز رستاخیز و جهان دیگر نیز ناتمام است. زیرا:

      1- بر خلاف آیات و روایات است که ظهور در تجسم خود اعمال دارند. قرینه نیز وجود ندارد تا آن ها را بر خلاف ظاهر، حمل نماییم.

     2- اینکه استدلال کردند، که عمل و گفتار نمی توانند منشا ثواب و عقاب باشند، زیرا زوال پذیرند. تمام نیست. برای اینکه اعمال و گفتارصادر ازما، دو صورت و وجهه دارد؛ صورت ملکی، که در این جهان، به صورت سخن یا اعمال دیگر، ظاهر می شود و از بین می رود. صورت ملکوتی، که هرگز نابود نمی شود. با این  صورت در جهان دیگر تجسم می‏یابد.

3- اینکه فرمودند: لازمه‏ی قول به تجسم اعمال، این است که؛ فعل جسمانی که در زمان متناهی واقع می شود منشا کیفر و پاداش گردد که در زمان غیر متناهی محقق می‏گردد، و این شایسته ی خداوند حکیم نیست. این برداشت شاید ناشی از تصور رابطه‏ی قرار دادی بودن میان عمل در این جهان و کیفر و پاداش در جهان آخرت باشد در حالی که این تصور صحیح نیست؛ زیرا قول به تجسم اعمال می‏گوید: رابطه عینیت و اتحاد بین عمل و کیفر و پاداش وجود دارد.



[1] با تلخیص ، آیت الله جوادی آملی ، عبد الله ، تفسیر موضوعی ، ج5 ، ص92.

[2] - نهج البلاغه ، حکمت 133.

[3] - با اقتباس از؛ فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر جسم و روح ، ج2 ، ص131 – و استاد مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص25.

[4] - نهج البلاغه ، حکمت42.

[5] - با تصرف، به نقل آبت الله سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج9، ص419، ملا صدرا، مبدا و معاد، ص344.

[6] صدرالدین محمد ابراهیم شیرازی، الحکمة المتعالیه فی الا سفار العقلیه الاربعة، ج9، ص293

[7] - رضوی، محمد امین، تجسم عمل یا تبدیل ماده به نیرو، ص177.

 

 

 

 

 

 

 

 

     ب ـ اعمال فقهی و حقوقی انسان، از سنخ اعتباریات است. وجود عینی ندارند تا در محدوده ی بحث های بود و نبود حکمت قرار گیرد و به جوهر و به عرض متصف شود، و چون از سنخ اعتباری باید و نباید است. هرگز تحت مقالات ده گانه مندرج نیست. تا ایراد انقلاب ماهیت پیش آید، گر چه امور اعتباری و عناوین معتبر در اخلاق ، فقه و حقوق محفوف به دو امر تکوینی و حقیقی است. از یک سو تکیه گاه حقیقی دارند که از آنجا نشات می گیرند و از طرف دیگر، آثار حقیقی دارند که در روح انسان عامل و متصف و متخلق پدید می آیند و درروز رستاخیز که ظرف ظهر همه حقایق است تبلور می‏یابد.[1]

      ج ـ اینکه مرحوم علامه مجلسی فرمودند: دنیا و آخرت مثل هم اند و تفاوت بین آن ها وجود ندارد سخن تام نیست. زیرا از آیات قرآن و روایات معصومین استنباط می گردد که از نظر قوانین حاکم بر دو جهان، تفاوت های اساسی میان آن دو وجود دارد و هر کدام نظام خاص خود را دارند.

تفاوت های دنیا و آخرت

     1ـ تولد تدریجی و دفعی: در این جهان، انسان ها به تدریج در طول قرن ها و عصر ها متولد می شوند در حالی که در روز رستاخیز و جهان دیگر، زنده شدن مردم دفعی است. خلق اولین و آخرین یک جا محقق می شود.

      2ـ ثبات و تغییر:در این جهان، انسان دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و پیری دارد و در نتیجه می میرد، اما در جهان آخرت، کودکی و پیری برای انسان مطرح نیست. به دیگر سخن این جهان، گذرگاه است.«الدنیا دار ممر لا دار مقر»[2] اما جهان آخرت خانه ثبات و قرار است.

       3ـ در این جهان زمین جماد است. از اعمالی که مردم، روی آن مرتکب می شوند، سخن نمی‏گوید ولی در روز رستاخیز و جهان آخرت به سخن می آید و کارهای مشروع و غیر مشروع را که مردم در روی آن در این جهان مرتکب شده اند آشکار می‏کند.

      4ـ در این جهان از تمام اعضای بدن، تنها زبان سخن می‏گوید، اما در جهان آخرت تمام اعضاء بدن سخن می‏گویند، علیه انسان شهادت دهند.

       5ـ پنهان بودن رازها و آشکار بودن آن ها: در این جهان رازهای باطنی افراد پنهانند و از نیات و افکار یک دیگر آگاهی ندارند، اما در جهان آخرت، اندیشه، افکار و نیات هر فرد آشکار، و برای دیگران مشهود است.

       6ـ عمل و کار، نتیجه و محصول: این جهان، خانه عمل کردن، کشت نمودن و تخم پاشیدن است. اما آخرت خانه بهره برداری است.[3]

     امیر مومنان علی «ع» می‏فرماید: «وان الیوم عمل و الاحساب، و غدا حساب و الاعمل» امروز هنگام عمل است نه حساب رسی، و فردا (آخرت) روز حساب رسی است نه عمل.[4]

      باتوجه به این تفاوت هایی که؛  بین دو جهان دنیا و آخرت وجود دارد. نمی‏توان گفت: قوانین و نظام حاکم بر این جهان، در سرای آخرت نیز جاری است و چون در این دنیا تبدیل جوهر به عرض و بالعکس، محال است؛ در جهان دیگر نیز ممکن نباشد.

        دـ علاوه بر اشکال های ذکر شده، این نظریه خلاف ظاهر آیات و روایات است در تقدیر گرفتن کلمه جزاء یا صحیفه و یا مثل قرینه و دلیل می‏خواهد، و دلیل بر آن وجود ندارد.

نتیجه این که؛ نظریه قراردادی و مقرراتی کیفرها و پاداش الهی در جهان آخرت قابل قبول نیست.

ب ـ نظریه تجسم ملکات

      طرفداران این نظریه می گویند؛ پاداش ها و کیفر های الهی، در روز رستاخیز، تجسم ملکات است، بدین معنی که در اثر تکرار اعمال نیک و بد در این جهان، در نفس و روح انسان ملکة پدید آمده، جزء ذات و خمیره‏ی وی انسان شده، و در جهان آخرت، این ملکات به صورت متناسب با آن عالم تجسم می‏یابد.

     صدر المتالهین می‏گوید: هر گاه، صفتی در اثر تکرار عمل، در نفس انسان، غلبه پیدا کرد و به ملکه تبدیل شد. و در قیامت با آن صفت محشور گردید. آثار آن صفت و ملکه نفسانی، به طور قهری بروز خواهد کرد و به شکل متناسب، و به گونه ای که با شرایط نظام اخروی هماهنگ باشد. مجسم خواهد شد. مثلا؛ غضب و خشم هر چند، مربوط به روح و بعد ملکوتی انسان است اما آثار آن، در بدن عنصری نمایان است، و صورت شخص غاضب سرخ می گرد. بر این اساس، جای شگفت نیست که همین صفت در سرای دیگر، به صورت آتش تجسم یاد و فرد متصف را، بسوزاند. و از همین جا، می توان سایر صفات ناپسند و نیز ملکات حمیده را مورد مطالعه قرار داد و نحوه‏ی تجسم اخروی آن ها را تصویر نمود.[5]  



[1] با تلخیص ، آیت الله جوادی آملی ، عبد الله ، تفسیر موضوعی ، ج5 ، ص92.

[2] - نهج البلاغه ، حکمت 133.

[3] - با اقتباس از؛ فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر جسم و روح ، ج2 ، ص131 – و استاد مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص25.

[4] - نهج البلاغه ، حکمت42.

[5] - با تصرف، به نقل آبت الله سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج9، ص419، ملا صدرا، مبدا و معاد، ص344.

 


       در کلام دیگر، بر این مطلب که منشا عذاب و ثواب اخروی، ملکات نفسانیه است و آن ها تجسم می یابد نه نفس عمل و گفتار، دو دلیل آورده و می‏گوید:

     یک، چون عمل و گفتار صادر از انسان، زوال پذیرند و قابلیت بقا ندارند؛ نمی توانند منشا ثواب وعقاب باشند در غیر این صورت بقا معلول، با زوال علت مقتضی، ارزم می‏آید، و این امر غیر ممکن است.

دو، اگر عمل و گفتار منشا پاداش و کیفر باشد، لازمه اش این است، که، فعل جسمانی که در زمان متناهی واقع می شود، منشا کیفر و پاداش گردد که در زمان غیر متناهی محقق می شود و چنین جزایی به ویژه در جانب کیفر، شایسته حکیم نیست.

     بعد می‏گوید: خلود اهل جنت در بهشت، و اهل آتش، در آتش جهنم، به واسطه‏ی ثبات(صفات) در نیات، و رسوخ در ملکات است. غیر این، وجه ندارد. آیات و روایات را حمل بر همین معنی می‏نماید. [1]

    قبل از ملا صدرا، فیثاغورث، این نظریه را داده و از جمله کسانی که، این اندیشه را پذیرفته اند غزالی، محی الدین عربی، بیضاوی، محمد عبدهو طنطاوی می‏باشند. [2]

ارزیابی و نقد

      نظریه تجسم ملکات، درباره پاداش و کیفرهای الهی در روز رستاخیز و جهان دیگر نیز ناتمام است. زیرا:

      1- بر خلاف آیات و روایات است که ظهور در تجسم خود اعمال دارند. قرینه نیز وجود ندارد تا آن ها را بر خلاف ظاهر، حمل نماییم.

     2- اینکه استدلال کردند، که عمل و گفتار نمی توانند منشا ثواب و عقاب باشند، زیرا زوال پذیرند. تمام نیست. برای اینکه اعمال و گفتارصادر ازما، دو صورت و وجهه دارد؛ صورت ملکی، که در این جهان، به صورت سخن یا اعمال دیگر، ظاهر می شود و از بین می رود. صورت ملکوتی، که هرگز نابود نمی شود. با این  صورت در جهان دیگر تجسم می‏یابد.

3- اینکه فرمودند: لازمه‏ی قول به تجسم اعمال، این است که؛ فعل جسمانی که در زمان متناهی واقع می شود منشا کیفر و پاداش گردد که در زمان غیر متناهی محقق می‏گردد، و این شایسته ی خداوند حکیم نیست. این برداشت شاید ناشی از تصور رابطه‏ی قرار دادی بودن میان عمل در این جهان و کیفر و پاداش در جهان آخرت باشد در حالی که این تصور صحیح نیست؛ زیرا قول به تجسم اعمال می‏گوید: رابطه عینیت و اتحاد بین عمل و کیفر و پاداش وجود دارد.

    2ـ آیاتی که دلالت دارد بر اینکه، هر عملی که از انسان در این جهان صادر می‏شود در روز رستاخیز نفس همان عمل را نزد خدا می بیند.

    « و اقیموا الصلوه و اتوا الزکوه و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله، ان الله بما تعملون یصیر[3]

     « و نماز را بر پادارید و زکات را ادا نمایید و هر چه از خیر، برای خود از پیش می فرستید، آن را نزد خدا خواهی یافت.خداوند به اعمال شما بینا است.»

     یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد واتقو الله.[4]

    « ای ایمان داران، پروای خدا داشته باشید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی برای فردای خود پیش فرستاده است و از خدا پروا کنید.»

     مرحوم شهید مطهری در ذیل این آیه می‏گوید: « لحن صریح و قاطع عجیبی است. به صورت امر می‏فرماید؛ هر کس باید بنگرد كه برای  فردای خود چه فرستاده است سخن از پیش فرستادن است  یعنی شما عینا همان چیزهایی را که اکنون می فرستید. خواهید داشت، لذا درست بنگرید که چه می فرستید؟ »[5]                                                                                           3 ـ آیاتی که می گوید؛پاداش و کیفر، عین عمل انسان، و کرده‏ی او عین پاداش و کیفر است.

و ما تجزون الا ما کنتم تعملون.[6]

«جز به آنچه(در دنیا)انجام می دادید(در آخرت) کیفر داده نمی‏شوید

«فلا یجزی الذین عملوا السیات الا ما کانوا یعملون.»[7]                                                                                                                                                                      « مجازات بدکاران جز اعمالشان نخواهد بود.»

      4- آیاتی که دلالت دارد بر اینکه؛ اعمال صادر از انسان صورت باطن و ملکوتی دارد، که در روز رستاخیز به همان صورت مجسم می شود. مثلا مال یتیم خوردن، صورت باطنش آتش خوردن است یا از گردش در آوردن طلا و نقره و گنج کردن آنها ، در این جهان ، به صورت آتش در سرای دیگر ظاهر مجسم می گردد و موجب آزار و اذیت ، مالک اش می‏شود.

« ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا. [8] 

       کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‏خوردند، ( در حقیقت ) تنها آتش می‏خورند؛ و به زودی در شعله های آتش ( دوزخ ) می‏سوزند. »

     «یوم یحمی علیها فی النار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کسبتم لا نفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون» [9]

    در آن روز که آن را در آتش جهنم، گرم وسوزان کرده، و با آن صورت ها و پهلو ها و پشت هایشان را داغ می‏کنند و به آنها می‏گویند: این همان چیزی است که برای خود اندوختید پس بچشید چیزی ر اکه برای خود می اندوختید.

    جمع بندی: از گروه های آیات که ذکر شد و آیات دیگری که مجال آوردن آنها در این جا نیست به روشنی استفاده می شود. که کیفر و پاداش در آن جهان، به واسطه‏ی خود عمل انسان است که در آنجا مجسم شده یا باعث آرامش انسان می‏شود اگر کردار او نیکو باشد و یا  سبب اذیت و آزار صاحبش می‏گردد اگر عمل انسان بد و زشت باشد.

روایات و تجسم اعمال

     در متون حدیثی، روایات فراوان از پیامبر اعظم و امامان معصوم، نقل شده است، که دلالت دارد کیفر و پاداش های اخروی همان اعمال انسان است که در این جهان انجام داده است و در آن جهان تجسم می‏یابد. یا باعث آرامش آدمیان می‏گردد در صورتی که عمل نیک باشد و یا سبب اذیت و آزار وی می شود. در صورتی که  بد و ناشایست بوده است. در حدیثی از پیامبر اعظم نقل شده است که حضرتش در جواب صحابه‏ای به نام قیس فرمودند:



[1] صدرالدین محمد ابراهیم شیرازی، الحکمة المتعالیه فی الا سفار العقلیه الاربعة، ج9، ص293

[2] - رضوی، محمد امین، تجسم عمل یا تبدیل ماده به نیرو، ص177.

 

 

 

 

 

 

 

[3] -البقره/ آیه110.

[4] - الحشر/ آیه 18.

[5] - مطهری، مرتضی، عدل الهی، ص221.

[6] - الصافات/آیه39.

[7] - القصص/آیه84.

[8] - النساء / 10

[9] - توبه / 35

 

 «یا قیس؛ إنّ مع الفرّ ذلّا، و إنّ من الحیاه موتا، و إنّ مع الدنیا آخره، فإن لکل شیء حسیبا، و إنّ لکل عجلا کتابا، و إنّه لابّد لک یا قیس، من قرین. یدفن محک و هو حیّ و تدفن معه و انت میّت. فانّ کان کریما اکرمک و إن کان لئیما اسلمک. ثم لایحشر الّا معه ولا تسئل الا عنه. فلا تجعله الّا صالحا، فانّه أن صلح آنست به و إن فسد لا تستوحش لا منه و هو فعلک.»

     « ای قیس همانا با عزت، ذلت؛ و با حیات، مرگ؛ و با دنیا، آخرت. و برای هر چیزی حسابرسی است. و برای هر اجل و مدت، کتابی نقطه. ای قیس چاره‏ای جز این نیست، که با تو همنشینی است و با تو دفن می‏شود. او زنده است در حالیکه تو مرده ای و با او دفن خواهی شد. اگر او کریم باشد تو را گرامی دارد. و اگر پست باشد تو را گزیده و تسلیم ( بد بختی ) کند. و تو جز با او محشور نخواهی شد. و از تو جز درباره‏ی او پرسش نخواهد شد. پس کردارت را جز شایسته قرار مده. زیرا اگر شایسته باشد با او انس خواهی گرفت، و اگر پلید باشد مایه ی وحشت تو است و آن قرین، عمل توست. » [1]

پس پیامبر گفت ، بهر این طریق                            با وفا تر از عمل نبود رفیق

گر بود نیکو ابد ، یارت شود                               ور بود بد در لحد مارت شود[2]

    امیر مؤمنان علی (ع) می‏فرماید: و اعمال العباد فی عاجلهم نصب اعینهم فی آجالهم. [3]

کردار و اعمال بندگان در این جهان، در روز قیامت در برابر دیدگانشان مجسم خواهد شد.

در سخن دیگر می‏فرماید: و قدموا ما استطعم من عمل الخیر، تجدوه غدا [4]

هر چه می توانید کردار نیک ، پیش بفرستید، در روز رستاخیز آن را خواهید یافت.

    در کلام دیگر دارد: «و عرضت علیک اعمالک، بالحل الذی ینادی الظالم فیه بالحسره و یتمنی المضیع فیه بالرجقه.»[5]

     و اعمال تو را بر تو عرضه دارند آن جا که ستمکار با حسرت فریاد می زند و تباه کند، عمر وفرصت ها، آرزوی بازگشت دارد.

     از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: « جاء جبرئیل الی النبی، فقال: یا محمد عیش ما شئت فانّک میّت واحبب من شئت فانّک مفارقه و اعمل ما شئت فانّک ملاقیه.» [6]

     جبرئیل امین خدمت پیامبر اعظم(ص) رسید و عرض کرد: ای محمد هر طوری می‏خواهی زندگی کن اما سرانجام این دنیا را ترک می‏کنی، هر کس را می خواهی دوست بدار. ولی عاقبت، باید از او جدا شوی هر عملی را مایلی انجام بده، اما در قیامت او را مشاهده خواهی کرد.

    این روایات و امثال آنها که مجال آوردنش در اینجا از جمله حدیث که از پیامبر در جواب معاذ بن جبل نقل شده است. استفاده می‏شود که در مجازات ها اخروی به واسطه ی تجسم اعمال که انسان در این جهان انجام داده است.

جمع بندی

     با توجه به آیات قرآن و روایات پیشوایان معصوم روشن گردید که نظریه ی تجسم اعمال درباره ی کیفر ها و پاداش های اخروی، نظریه ی حق است و دو نظریه ی دیگر مردود است.

فهرست منابع:

1ـ قرآن مجید، با ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، چاپخانه امیر المؤمنین

2ـ نهج البلاغه، با ترجمه‏ی دشتی، محمد، انتشارات مؤمنین، قم، چاپ دوم، 1380

3ـ جوادی آملی، عبد الله، تفسیر موضوعی قرآن، مرکز نشر اسراء، قم، 1381

4ـ امام خمینی، روح الله، چهل حدیث، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1376

5ـ رضوی، محمد امین، تجسم اعمال یا تبدیل ماده به انرژی، چاپ آفتاب

6ـ رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب ( التفسیر الکبیر )، بیروت، دارالاحیاء، التراث العربی، 1420 ق

7ـ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، انتشارات مؤسسه سید الشهدا، 1369،

8ـ سبحانی، جعفر، معاد انسان و جهان

 شیرازی، صدرالدین محمد ابراهیم، الحکمة المتعالیه فی الا سفار العقلیه الاربعة، مکتبه المصطفوی، قم

10ـ شریعتی سبزواری، محمد باقر، معاد در نگاه وحی و فلسفه، ناشر دانشگاه تهران، 1363

11ـ طباطبایی، محمد حسین، مترجم،  موسوی همدانی، محمد باقر، ترجمه ی تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1363

12ـ عروسی، عبد علی، مصحّح، رسولی محلاتی، سید هاشم، نور الثقلین

13ـ فلسفی، محمد تقی، معاد از نظر جسم وروح، هیئت نشر عارف

14ـ کلینی، محمد، الفروع من الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1367

15ـ مجلسی، محمد باقر، البحارالانوار، مؤسسه‏ی الوفاء، بیروت، 1983 م

 16ـ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374

  17ـــــــــــــــــــ پیام قرآن، مدرسه امیر المؤمنین، 1372

 18ـ مطهری، مرتضی، عدل الهی، ناشر انتشارات اسلامی، قم، 1361

 19ـ مولوی بلخی، جلال الدین محمد، مصحّح، سروش، عبدالکریم، مثنوی معنوی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1376

                                                                                                                            

نویسنده سلمان نوری

 



[1] - مجلسی ،  محمد باقر، بحارالانوار ، ج7 ، ص288 ، ح147 .

[2] - مولوی ، جلال الدین ، مثنوی معنوی ، ج 2 ، ابیات 1051

[3] - نهج البلاغه ، حکمت 7

[4] - نور الثقلین و ما عروسی ، عبد علی  ، ج5 ، ص 452

[5] - نهج البلاغه ، حکمت 42

[6] - کلینی ، محمد یعقوب ، الفروع من الکافی ، ج3 ، ص 255 ، ح17

 


پایان

نظریات شما



نظریات شما

نظریات شما


نظریات شما

نظریات شما


نظریات شما
نظریات شما


نظریات شما

 

نظریات شما


نظریات شما

نظریات شما



نظریات شما

 

نظریات شما

نظریات شما

 

نظریات شما

 

 

نظریات شما

بشنهادات نظرییات شمادر باره این مقاله

 

 

 

 

 

 

 

 

 
3 4
c2   c1
 
شبکه دوست یابی ، آشنایی ، همسریابی ، همکاریابی
وغیره . همین حالا ثبت نام کنید دوست مورد علاقه
خودرا ملاقات کنید

Afghanistan friendship network
 

 

 
لنکستان سایت افغانستان قمت عرضهای جهان خاطرات و تجربه  شما درباره بامیان و بند امیر ورزش و المپک 2008 آدرس سفارت های افغانستان نمایش تلویزیونهای جهان
مقاله های علمی واسلامی   دروطن چه میگزرد   افغانهای آواره ازوطن   قانون پناهندگی دریونان   مجتمع فرهنگی نور درآتن   نقشه جهان و افغانستان   مسجد افغانهادر یونان
                         
                       
 
   

check web page

 

Copyright © 2007-2008 by Afghan Refugee in Greece