6 ـ
اما نت د اري:
زمامدار
مملكت بايد امين باشد ودرحق مردم خيانت نكند. قرآن اصل امانت را
براي حاكم اسلامي لازم و ضروري مي داند و ميفرمايد:
«
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى
أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ
بِالْعَدْلِ.»
[1] خدا وند به شما فرمان
ميدهد كه امانتها را به صاحبشان بدهيد، و هنگامي كه ميان مردم
داوري ميكنيد، بعدالت داوري كنيد.
از اين آيه و آيات ديگر استفاده ميشود، در نظام ديني حكومت
بايد بدست فرد امين قرارگيرد. بعبارت ديگر معيار انتخاب زمامدار
درجامعه اسلامي، به مسؤوليتهاي مختلف درحكومت ديني وقرآني، امين
بودن ميباشد. همانگونه كه ازداستان حضرت موسي(ع) وشعيب بر اين امر
دلالت دارد، زيرا هنگامي كه حضرت موسي(ع) از مصر به سوي مدينه
روآورد و درآنجا با دختران شعيب مواجه شد و به آنها كمك كرد وخد مت
نيكو براي آنها انجام داد و لذا با پيشنهاد دختران بخانه شعيب آمد
و يكي از آنها گفت:
«يا ابت استأجره ان خيرمن
استأ جرت القوي الامين». يعني، اي پدر! او را اجير كن، چون بهترين
كسي است كه به اين كار ميآيد، زيرا قوي و امين است. دراين آيه به
دوشرط اساسي يك زمامدارو رهبراشاره شده كه يكي نيروي جسمي و ديگري
امانت داري باشد.
علامه طباطبايي در اين باره مينويسد: از اينكه" استيجار"
را بدون قيد ذكر فرموده، دانسته ميشود كه مراد دختر شعيب اين بوده
است كه موسي(ع) اجير شعيب شود در همه حوائج، يعني موسي قائم مقام
اوباشد در همه كارهايش، و اگر چه از مقتضاي مقام چراندن گوسفندان
بنظرميآيد. اينكه دختر شعيب موسي(ع) را قوي و امين معرفي كرد بدين
جهت ميباشد، آن دختر وقتي طرز كار موسي(ع) در آب دادن گوسفندان را
ديد، فهميد كه او مرد نيرومند است. همچنين ازعفتي كه آن حضرت در
گفتگوبا آن دو دخترازخودنشان داد، اينكه غير تش تحريك شد و
گوسفندان آنها را آب داد، و نيز نحوه راه افتادن اوتا خانه پدرش
شعيب، اينكه نگذاشت آن دو دختر جلوتر از او حركت كند، چيزهاي ديده
كه به عفت و امانت او پي برده است.
[2]
7 ـ
مديريت:
مديريت و ادارهي درست مملكت از مهمترين ويژگي يك زمامدار
ميباشد. كسي كه در رأس جامعه قرار ميگيرد بايد از نظر مديريتي
تسلط كامل بر زير دستان خود داشته باشد و جلوسوء استفاده هاي شخصي
از مقام و قدرت را بگيرد. دردنياي امروز اساسي ترين چالشي كه ملتها
با آن رو به رو ميباشد، ضعف مديريتي زمامداراني است كه در رأس هرم
قدرت قرار دارند. متأ سفانه این ضعف با عث شده كه بسياري از سران
كشورها، هيچ گونه ارادهي ازخود نداشته باشند ودرتمام مسائل از
قدرت هاي استكباري دستوربگيرند.
بر
اين اساس ضعف مديريت زمامداراولاَ، با عث وابستگي کشورها ميشود و
ثانياَ، زمينه را براي روي كار آمدن افراد فاسد و نا شايست آماده
ميکند. براي جلوگيري از چنين پیامد سؤاست كه پيامبر اسلام (ص)
نهايت دقت را در امر كارگزارنش دارد؛ چنانكه بعد ازفتح مكه « عتاب
بن اسيد » را که جواني
21 ساله بود به عنوان فرماندارمكه برگزيد وفرمود:
«
لواعلم لهم خيراَ منك استعملته عليهم.»
[3] اگر براي اداره مكه بهتراز
تو كسي را ميشناختم، اورا انتخاب ميكردم.
در حديثي ديگري رسول مكرم اسلام(ص) ميفرمايد:
«
لاتسلح الا مامة الا لرجل فيه ثلاث خصال ورع يحجزه عن معاصي الله
حلم يملك به غضبه وحسن الو لا ية علي من يلي حتي يكون كالولد
الرًحيم.»
[4]
رهبري وامامت، امت شايسته نيست مگر براي كسي كه از سه ويژگي
برخوردار باشد:
الف ـ پارسايي و تقوا كه او را از انجام معصيت باز دارد.
ب ـ برد باري وگذشت كه بتواند با آن برخشم خود غلبه كند.
ج ـ مديريت نيكو، يعني برزيردستان خود درست مديريت داشته وبراي
آنان همانند پدري مهربان باشد.
31 ـ
ترجمه ي الميزان، ج16 ، ص36
33ـ
اسد
الغابه ، ج3 ، ص 358