پس كار فرشتگان متاخر از اذن خدا است و چيزي را كه خدا نخواهد آنان
نمي خواهند قرينه ي سوم آيه ي «
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا
يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَي وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ
مُشْفِقُونَ
»
[1]
او اعمال امروز و آينده و
اعمال گذشته آنها را ميداند؛ و آنها جز براي كسي كه خدا راضي (به
شفاعت براي او) است شفاعت نميكنند؛ و از ترس او بيمناكند.
اين آيه تصريح مي كند فرشتگان تنها براي كساني شفاعت مي كنند كه
دينشان مرضي خداوند باشد.
از برخي روايات استفاده مي شود اينكه فرشتگان براي هر كه در زمين
مي بينند طلب مغفرت مي كنند و چون ديدن آنها مبتني بر اين است شي
مرئي، نور داشته
باشد و غير مومن نور ندارد، استغفار آنان شامل مشركان نمي شود ،
چون آنها مرئي ملائكه قرار نمي گيرند ، و اينكه در روايت آمده :
« نوروا بيوتكم بتلاوت القرآن ... فان البيت اذا كثر فيه تلاوت
القرآن كثر خيره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضي نجوم
السماء لاهل الدنيا »
[2]
ناظر به همين نكته است، فرشتگان آسمان بر اثر نوراني شدن
منزل به نور قرآن و نظير آن اهل منزل را مي بينند و براي آنان
استغفار مي كنند.
2-1-2- پيامبران:
ظاهر بعضي آيات اين است كه انبياي الهي گاه در صدد در خواست مغفرت
براي گناهكاران و تبه كاران بوده اند و چنين در خواستي امضا شده
است، نظير آنچه درباره ي حضرت عيسي وارد شده كه به خداي سبحان عرضه
داشت پروردگارا اگر تبه كاران را عذاب كني حق توست چون تو مولايي و
آنها عبد تواند و از حقوق مولي بر عبد فراري آن است كه او را تعقيب
كنند و به مجازات برسانند و اما اگر آنان را بيامرزي به عزيزي و
حكيمي؛ «
إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ
فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»
[3]
اگر آنها را مجازات كني، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشي، توانا
و حكيمي! (نه كيفر تو نشانه بيحكمتي است، و نه بخشش تو نشانه
ضعف!)
و نظير آنچه درباره ي ابراهيم خليل آمده است كه عرض كرد پرور دگارا
هر كس از من پيروي كند بي گمان او از من است و هر كس از من
نافرماني كند به يقين تو غفور و رحيمي؛ «
رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن
تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ
رَّحِيمٌ»
[4]
پروردگارا! آنها ( بتها) بسياري از مردم را گمراه ساختند! هر كس از
من پيروي كند از من است؛ و هر كس نافرماني من كند، تو بخشنده و
مهرباني!
و آنچه كه درباره ي حضرت يعقوب وارد شده كه فرزندانش به وي عرض
كردند : «
قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا
خَاطِئِينَ
»
[5]
گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار
بوديم!» امااو چنين پاسخ داد :«
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ
الرَّحِيمُ
»
[6]
گفت: «بزودي براي شما از پروردگارم آمرزش ميطلبم، كه او آمرزنده و
مهربان است!» و نيز مانند آنچه درباره ي خصوص رسول اكرم (ص) آمده
است كه خداوند مي فرمايد: «
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ
فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا»
[7]
ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر براي اين كه به فرمان خدا، از وي
اطاعت شود. و اگر اين مخالفان، هنگامي كه به خود ستم ميكردند (و
فرمانهاي خدا را زير پا ميگذاردند)، به نزد تو ميآمدند؛ و از خدا
طلب آمرزش ميكردند؛ و پيامبر هم براي آنها استغفار ميكرد؛ خدا را
توبه پذير و مهربان مييافتند.
مسلما آياتي كه شئون هدايت ، تبشير و انذار پيامبران را بيان مي
كردند از آيات شفاعت تشريعي آنان در دنيا محسوب مي شوند.
2-1-3- توبه:
موثرترين شفيع در دنيا توبه است زيرا نفوذ شفاعت شفيعاني چون انبيا
و فرشتگان تنها در غير شرك و كفر و نفاق است و فقط شامل موحدان و
مسلمانان آلوده به گناه مي شود قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
«
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ
ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَي
إِثْمًا عَظِيمًا
»[8]
خداوند (هرگز) شرك را نميبخشد! و پايينتر از آن را براي هر كس
(بخواهد و شايسته بداند) ميبخشد. و آن كسي كه براي خدا، شريكي
قرار دهد، گناه بزرگي مرتكب شده است.
خداوند شرک به خودش را نمی بخشد ولی کمتر از آن را برا هر کس که
بخواهد می آمرزد وميفرمايد:«اسْتَغْفِرْ
لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ
سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ
بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي
الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ»
[9]
چه براي آنها استغفار كني، و چه نكني، (حتي) اگر هفتاد بار براي
آنها استغفار كني، هرگز خدا آنها را نميآمرزد! چرا كه خدا و
پيامبرش را انكار كردند؛ و خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نميكند!
يا مي فرمايد «
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَي أَنفُسِهِمْ لَا
تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ
الذُّنُوبَ جَمِيعًا
»
[10]ُ
بگو:
ای بندگان من که بر زيان خويش اسراف کرده ايد، از رحمت خدا مايوس
مشويد زيرا خدا همه گناهان را می آمرزد اوست آمرزنده و مهربان
2-1-4- مؤمنان:
برخي از آيات دلالت دارد بر اينكه مؤمنان جزء شفيعانند آن جا كه
خداوند دعا و طلب مغفرت آنان ، براي يكديگر را نقل مي كنند: «
وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ
لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا
تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا
إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ»
[11]
(كساني كه بعد از آنها ( بعد از مهاجران و انصار) آمدند و
ميگويند: «پروردگارا! ما و برادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشي
گرفتند بيامرز، و در دلهايمان حسد و كينهاي نسبت به مؤمنان قرار
مده! پروردگارا، تو مهربان و رحيمي!»
2-1-5- قرآن:
خداوند درباره ي شفاعت قرآن چنين مي فرمايد: «
يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ
وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَي النُّورِ بِإِذْنِهِ
وَيَهْدِيهِمْ إِلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ»
[12]
خداوند به بركت آن، كساني را كه از خشنودي او پيروي كنند، به
راههاي سلامت، هدايت ميكند؛ و به فرمان خود، از تاريكيها به سوي
روشنايي ميبرد؛ و آنها را به سوي راه راست، رهبري مينمايد. (16)
و روايات اهل بيت نيز مبسوطا شفاعت قرآن را در دنيا و آخرت مطرح
ساخته است ، چنانكه امير مومنان علي (ع) دربارهي شفاعت قرآن در
دنيا ميفرمايد: «
و اعلموا ان القرآن هو الناصح الذي لا يضل و المحدث الذي لا تكذب و
ما جالس هذا القرآن احد الاقام عنه بزيادة او نقصان ، زيادة في هدي
و نقصان من عمي...
»
[13]
آگاه باشيد اين قرآن پند دهنده است كه كسي را نمي فريبد، هدايت
كننده اي است كه گمراه نمي سازد و سخنگوئي است كه هرگز دروغ نمي
گويد، هركس با قرآن مجالست كند از كنار آن يا زياده يا نقصاني بر
مي خيزد زياده اي در هدايت يا نقصاني از كوردلي و جهالت.
41ـ
نهج البلاغه / خطبه ي 174